تبليغاتX
nikalas.blogfa.com


nikalas.blogfa.com





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

تمام آرزوهايم

به ما می گن با مهر در آینه بنگرید، ولي نمي گن مهر چيه محبت كيه و از كجا مياد.

مي گن به آسمان آبي ينگريد ولي نمي دونن اون اسمون ابي كه مي گن خيلي وقته رنگ خاكستري رو به خودش گرفته ،در انبار خيال من پر از پوچيست از انبار آزوهايم فقط به پوچي رسيدم آرامشم را  با همه ي اين پوچي  عوض شده .

مي دونم بهاي سنگين ندامت هاي گذشته سخت مرا درگير كرده، خوش به حال اونايي كه آرامش و بركت و دلخوشيشون جايي ديگه پيدا مي كنن

دوست دارم فرياد بزنم و  هجوم ببرم به اين افكاري كه در وجودم رخنه كرده براي تغيير موقعيت كنوني ام ناپديد شدم و آرام آرام تار تنيده شده ملامت، آرزوهاي خشك و خالي كه به هيچ كدام نرسيده ام را بشكافم و فرياد آزادي تن دهم

هميشه شادي آينده را به ما وعده مي دادن، كسي به فكر شادي امروزمان نبود قلم در دست همه ي روزهايي خوش كه آرام نگذشته، ايامي كه همش بغض بوده و همه ي كساني كه روياهاشان بر پيكره ي دلم نقشي تيره تر بر جاي گذاشته اند چه كنم؟

دوست دارم خاطرات خوب زندگي  ام رو بنويسم اما اندوه  فرو مي شكن، برخي كلمات در تاري وجودم گم ميشن و ميزارن اشكام فرو ريزند بغضها باز ميشن، كاغذهاي در دست مچاله ميشن...به راستي به كدامين صبح بايد اميدوار باشم آيا چيزي باقي مونده كه بتونم زندگي كنم!؟!

تمام آرزوهايم مثه كفشهاي كودكي براي پاهاي كنوني ام تنگ شدنو باعث آزارم مي شن

 


نويسنده: (مهدی) نیکالاس مورخ: پنجشنبه یازدهم تیر 1388 در ساعت: 21:35
|+|

تصادف
سلام سلام سلام

سلامی به گرمی آفتاب و روشنایی دلهای شما تقدیم دوستای گلم

چند وقتی هست که گهگاه، نوشته های احساسی و یا دلنوشته هایی که در ذهنم می شکفد ایجا می نوشتم که بیشتر کوتاه و لحظه وار ، اما این روزها با نگاهی به این  نوشته ها دیدم هر چه هست بسیاری از آنها سادگی و صمیمیت و حال و هوای روزگار جوانی را می گذروندم!

خواستم بیخیال همه بشم و بچسبم به تنهائیم اما... کنار گذاشتن و از یاد بردنش سخت بود

آخه این روزها اتفاقات عجیبی برام افتاده که یکیشو اون زیر می بینید !؟!

بله تصادف و ناگهان افتاد روی تخت بیمارستان و ......

  البته هم تاسف بار بوده و هم عبرت انگیز !(چرا خودم هم نمی دونم)

این عکسا واسه این گذاشتم که یادم باشه دیگه همچین اشتباهایی رو نکم

یه بزرگی گفته: هر کسی خالق سروشت خودشه ، پس دیگرا را مجازات نکیم

یا حق

 


نويسنده: (مهدی) نیکالاس مورخ: شنبه دوم خرداد 1388 در ساعت: 19:27
|+|

عشق يعني درختي بيجان روي يک نهر روان

Click to view full size image

تک درختي تنها توي يک جنگل تاريک و سياه از غم و درد به خود ميپيچيد.
از خودش ميپرسيد که چرا اينقدر تنهايم؟! که چرا هيچ دلي با من نيست؟ که چرا نيست دلي نگران من و تنهايي من؟ چه شود گر که دگر قد نکشم؟ چه شود اگر که من توي جنگل نباشم؟آنقدر گفت و گريست که شکست و آرام روي يک نهر روان ساخت پلي...
چقدر زيبا بود !چقدر مستحکم....
و درخت تنها عشق را پيدا کرد.
عشق را در بهار بايد جست. در گردش پروانه به دور يک گل، در ذوب شدن يخ با دست نوازشگر نور و خورشيد ، درميان سفر چلچله ها، درميان قطرات باران، در ميان وزش باد و غرش ابر و طوفان
عشق را بايد جست روي يک نهر روان که درختي روي آن ساخته پل
... و درخت تنها عشق را پيدا کرد
عشق يعني ايثار، عشق يعني گذشتن از خود، از بود و نبود
عشق يعني درختي بيجان روي يک نهر روان
عشق يعني يک بغل دلواپسي گم شدن در انتهاي بي کسي


نويسنده: (مهدی) نیکالاس مورخ: دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 در ساعت: 9:45
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+