تبليغاتX
nikalas.blogfa.com


nikalas.blogfa.com

به که باید دل بست

پسرهای ترشیده که دنبال زن می گردند
 

توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:
نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.


1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)


2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.


3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
و به مورد ِ (1) مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.


4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید
ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.


5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه)


6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.


7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.
اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید.
حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم كه انقد خرفت نميشه)


8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...


9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخوريد
اين مورد مخصوص امير حجواني


10.اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری ...
چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...
بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار ِ،را که داری بعداً هم؛میشه خونه و ماشین خرید.
وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گمو گور کُنی.


11.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن).


12.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...


13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من کُمکتان میکنم :
تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هُلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و بی یُفتید تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم).


14.اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم).

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 12:15 توسط (مهدی) نیکالاس| |

 
حتی عاقلترین مردمان نیز زیر بار سنگین عشق خم می شوند اما به راستی عشق به سبکی و لطافت نسیم خوش است
عشق تو را متعادل و متعالی می کند.....وقتی عاشقی، با هستی در یک تبادل و ارتباط عمیق قرار داری ، همه چیز در یک سطح مساوی قرار دارد ، با ارزش مساوی...



--------------------------------------------------------------يك بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدايا غلط کردم


--------------------------------------------------------------يکی ميدونه كه دوستش داری، يکی نميدونه دوستش داری! بيچاره اونی که فکر ميکنه دوستش داری




يک نصيحت: مواظب خودت باش! يک خواهش: اصلاً عوض نشو! يک آرزو: فراموشم نکن! يک دروغ: تورو دوست ندارم!!، يک حقيقت: دلم برات تنگ شده!



--------------------------------------------------------------



دلم تنگ است دلم ميسوزد نه ديداری نه دستی بر سر ياری مرا آشفته ميداند تو آشفته آزری.... تمام عمر بستيم و شکستيم به جز بار پشيمانی نبستيم جوانی را سفر کرديم اما نفهميديم به دنبال چه هستيم



--------------------------------------------------------------

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد



--------------------------------------------------------------

راز زيستن = عشق


عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن



--------------------------------------------------------------

قانون شاد زيستن

1)هرگز متنفر نشو حتي از اون کسی که دوستش داشتی ولی حال نداری 2)بسيار بخند حتي براي کسی که در بقلش گريه کردی 3)هميش لبخند بزن حتي بکسی که ازش متنفری 4)نگران نباش حتي اگر ديدی دست رفيقت تو دست ديگريه 5)از ديگران کم انتظار داشته باش 6)ساده زندگی کن 7)دوست خوبی داشته باش چون تنها دوسته که برات ميمونه



--------------------------------------------------------------
دل به تو دادم تو به من قلوه دادي! نه! به من ساندويچ دلمه دادي


دل به تو دادم که برام ناز کني نه بري براي من جيگرکي باز کني



--------------------------------------------------------------

فرياد نزن ای عاشق / بي سبب نيست چنين فريادم بی گناه در دام عشق افتادم / چه درست و چه غلط زندگي هم خودم هم تورو بر باد دادم / بی گناه در دام عشق افتادم/ اگر احساسم رو مي فهميدی.../ ما سزاوريم اگر گريانيم/ وقتی پيمان دل
را مي بستيم گفته بودی فقط عاشق هستيم / ولی با عشق نگفتيم هرگز نه گناه کرديم نه بی تقصيريم / منو تو بازي چه ي تقديريم هردو در بيراهه ي بيراه عشق با دلو احساس خود.



--------------------------------------------------------------

تنها يادگاري


(( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) اين آخرين چيزيه که از تو برام مونده، جای پاهات رو ديوار اطاقم، يادت به خير، عجب مارمولکی بودی!!!




عشق با زمان فراموش ميشود و زمان هم با عشق


عشق مثله هوا همه جا جاريست. تو نفس هايت را کمی عميق تر بکش



--------------------------------------------------------------

به نام عشق


به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غمها، به نام غمها بوجد آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده ي قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان.


--------------------------------------------------------------

همه ازدواج كردند اما


همه ازدواج کردن،شازده، عباس، منصور، آق قندی، حبيب، صمد، سعادتی، شير فرهاد، >>تو موندي و مش قربون!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 11:43 توسط (مهدی) نیکالاس| |

گروه رپ ایرانی زدبازی یکی از مخفی ترین گروه های زیر زمینی ایرانیه که توی دو سال گذشته از راه اینترنت بین بچه ها طرفداران افراطی پیدا کرده. هویت بچه ها کاملا مخفی هستش و حتی هیچ عکسی ازشون دیده نشده. عکسهای زیر را در هنگام ضبط آهنگهای آلبمشون در لندن گرفتیم
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گفتگو با گروه زد بازی
 
 
رپ بچه ها نه تنها خوب روی ریتم می شینه بلکه زبون روزمره شون ( که فحش هم شاملش می شه) نقطه نورانی آهنگهاشونه. برخلاف خیلی ها که زندگی واقعیشون با حرفهاشون فرق می کنه، بین آهنگهای زدبازی و زندگیشون فاصله ای نیست. بچه ها از زندگی حاشیه ای تهران و لندن حرف می زنن ( اوخ اوخ لوشون دادم)
بالاخره بعد از یکی دو ماه تلفن بازی و قایم موشک بازی ، زدبازی راضی شد که اولین مصاحبه رسمیشو با بی بی سی انچام بده .این گفتگو در خونه یکی از بچه ها و موقع ضبط جدیدترین آهنگشون " بی حس " انجام شده

 
 
سهراب، سیاوش معروف به sijal که یکی دیگه از بچه ها ی گروه و سامان موقع ضبط در لندن.

 
 من سامان ويلسون ( Wilson ) هستم
 مهراد هيدن ( Hidden )
 سهراب ام-جی ( MJ ) هستم
(سیاوش sijal در فرانسه دانشجو هستش و از بچگی با زدبازی رفیق شده و صداش تو آهنگها شنیده می شه ولی موقع این مصاحبه تو اتاق نبود !)
شما توی لندن درس می خونين؟
بعضی هامون آره، بعضی هامون نه! کنارش کار هم می کنيم
آهنگ های زدبازی رو کجا ضبط کردين؟
مهراد: آهنگ ها خونه من ضبط شده به جز بعضی از اونها که از موسيقی امينم
 استفاده شده( Eminem )
 
 



چرا اسم های مستعار انتخاب کردين و معنی اونها چيه؟

سامان (ويلسون): اين مسئله از دبيرستان شروع شد. من با يکی از رفيقام به نام ممد ( محمد ) خيلی با هم جور بوديم. اون موهاش و قيافش شبيه بارت سيمپسون ( Bart Simpson ) بود. همه اين رو سوژه می کردن و ما هم انقدر با هم جور بوديم که تصميم گرفتيم دوتايی بشيم "ويلسون" ( به جای سیمپسون )
جريان "هيدن" چيه؟
مهراد: جريان خاصی نداره!
چرا اسم های فارسی انتخاب نکردين!؟ می خواستين ما رو حرص بدين؟ مثلاً جريان "ام-جی" چيه؟
سهراب: ام-جی مخفف کلمات Master Joint هستش! از اونجايی هم که خيلی ها می دونن من "سلطان دود" هستم این اسم رو انتخاب کردم. اسم ها رو هم خارجی انتخاب کرديم چون خارج از ايران هستيم ديگه
 
 


شعر آهنگ ها رو خودتون تک تک می نويسين؟
مهراد: آره. خيلی ها فکر می کنن يک نفر از ما شعرها رو ميگه. اما هر کدوم از ما هز قسمتی رو که قراره بخونه، خودش شعرش رو هم میگه
ايده آهنگ "خليج فارس" مال کی بوده؟
سامان: ايده من بوده. اما دوباره هر کسی شعر قسمت خودش رو گفته.
مهراد: ما اصولاً برای آهنگ ها اسم نمی ذاريم و اينها اسم هايی هستن که برای خودمون درست کرديم.
سهراب: اين آهنگ ربطی به خليج فارس نداره. فقط چون من توش ميگم "زدبازی يدونست از خزر تا خليج فارس" بهش می گیم "خلیج فارس". البته منظورم اينه که تو کل ايران ما یدونه ( تک ) هستيم

 
 


يکی از خصوصيت های رپ ايرانی "رجز خونی" هست. جريان اين چيه؟
سامان: رجز خونی کلاً قسمتی از موسيقی رپه. فرقی هم نداره ايرانی باشه يا خارجی. هر کسی توی اين بازی سعی می کنه بگه که بهترينه. ما هم باور داريم که بهترينيم و هميشه اينو ميگيم.
سهراب: رجز خونی اخطاری هست قبل از اينکه اتفاق بدی صورت بگيره. البته می تونه دروغ يا يه دستی هم باشه. ولی مال ما راست بوده!
مهراد: ما هيچ وقت نقشه نمی کشيم که چی بخونيم. اکثراً "زدبازی" عقيده های خودمونه و حرف هايی هست که خودمون دوست داريم بگيم. از روزی هم که شروع کرديم فقط برای خودمون می خونيم.
پس چرا آهنگ هاتون رو می ذارين روی اينترنت؟
سهراب: که بقيه هم گوش کنن!
مهراد: ما آهنگ رو روی اينترنت نذاشتيم!
سامان: قرار نبود از اول آهنگی روی اينترنت بره. روزی که اين موضوع رو به خود من گفتن کلی تعجب کرده بودم
 


"زدبازی" چطور شروع شد؟
مهراد: اول هر کسی توی برنامه خودش بود. من با سامان، در تهران توی دبيرستان آشنا شدم. اون موقع سامان شروع کرد به زبان فارسی متن آهنگ گفتن و بعد از يه مدت چند تا شعر روی آهنگ های ( ۵۰Cent ) خونديم که خيلی جالب شد. بعد از يک مدت "زدبازی-۱" رو بيرون داديم که روی آهنگ های ( D12 ) خونده بوديم. اين آلبوم بود که توی اينترنت رفت و کلی دانلود شد
سامان: ما اصلاً به خاطر دانلود و اين چيزا کار نمی کنيم. چون دوست داريم اين کار رو انجام می ديم و دانلود يک نوع آزمايشه تا بفهميم از آهنگ هامون چقدر استقبال ميشه.
گروه سنی شما چيه؟
سامان: تازه دارم ميشم ۲۱ ساله
مهراد: من تازه دارم ميشم ۲۲
سهراب: من تازه شدم ۲۰ ساله
جريان اين نسل و گروه سنی شما چيه؟ چون رپ ايرانی توی همين گروه سنی شما به وجود اومد
مهراد: سبک اصلی من راک بود و ساز اصليمم پيانو! ما هر کدوم سبک های خودمون رو داشتيم اما وقتی به هم رسيديم تصميم گرفتيم تا اين سبک موسيقی رو ادامه بديم
 
 


معنی "زدبازی" چيه و از کجا ريشه گرفته؟
سامان: سال اولی که من به انگلستان اومدم زندگی سختی داشتم. اون موقع من بودم و يکی از رفيقام به نام سهراب (البته نه سهراب خودمون!) توی اون يه سال من و سهراب انقدر با هم بوديم که جريان زاخار (به معنی رفيق) پيش اومد. ما هر دفعه حال نداشتيم که اين کلمه رو بگيم و به جاش می گفتيم "زد". مثلاً می گفتيم "چطوری زد؟"، "کجايی زد؟" خلاصه "زد بازی" بين من و اين رفيقم بود
شما اولين گروهی بودين که فحش رو توی آهنگ های رپ ايرانی آوردين. چطور شد که اين کار رو کردين؟
مهراد: فحش جزو فرهنگ موسيقی رپه! وقتی شما با کسی دعوات ميشه ديگه بر نميگردی بگی "بی ادب چرا اين کار رو ميکنی؟ ديگه دوستت ندارم" !!! اينجوری که نميشه! فحش يک جور رو راست بودنه. به نظر من همه بايد ياد بگيرن که خودشون باشن
سهراب: من خودم اينکاره هستم! به نظر من فحش در ايران فقط توی محيط خانواده بده! ولی هر کسی توی محيط مدرسه بره و ببينه، متوجه ميشه که فحش مثل نقل و نبات از دهن بچه ها مياد بيرون و کسی براش مهم نيست و ديگه اون زشتی قرن پيش رو هم از دست ميده. جدا از فرهنگ رپ غربی، توی فرهنگ خود ما، "ايرج ميرزا" توی شعرهاش خيلی حرفهای رکيکی می زد و فحش می داد. پس نشون می ده فحش توی ادبيات ما با وجود اينکه زشته و همه جا نبايد به کار برده بشه، وقتی با هنر آميخته بشه جلوه بهتری پيدا بکنه
سامان: رپ اصلاً درباره صحبت عاميانه است. يعنی همون صحبت هايی که تو روز آدم با دوستاش می کنه و فحش یک قسمت از اونه
بچه ها در کل چند تا آهنگ با هم ضبط کردين؟
سامان: دقيق نمی دونم. تقريباً ۱۰ تا آهنگ اومده بيرون. چند تا هم ضبط کرديم که توی اينترنت نيست

 
 

شما با هم چطور آشنا شدين؟
سامان: من و مهراد هم کلاسی بوديم. با سهراب هم توی يک مهمونی آشنا شديم
 
مصاحبه با گروه زدبازی
( فایلی صوتی )
 
برای دانلود روی لینک زیر  کلیک کنید
 
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 21:8 توسط (مهدی) نیکالاس| |

چرا رویا می بینیم

 

موضع برخی دانشمندان آن است كه شاید رویابینی اصلاً كاركردی نداشته باشد. آنها گمان می كنند خواب و در خلال آن خواب REM، تنها كاركردهایی زیست شناختی دارند (اگرچه به طور كامل ثابت نشده است) و اینكه رویابینی تنها پدیده ای است همه گیر و فعالیتی ذهنی كه در خلال خواب REM رخ می دهد.

«چرا رویا می بینیم؟» یا «فایده رویابینی چیست؟» پرسش هایی آسان اند اما پاسخ به آنها دشوار است. صادقانه ترین پاسخ آن است كه هنوز كاركرد یا كاركردهای رویابینی را نمی دانیم. این عدم آگاهی نباید چندان هم شگفت انگیز باشد، چون برخلاف بسیاری از نظریه ها هنوز هم به طور كامل فایده خواب را نمی دانیم علاوه بر آنكه از كاركردهای خواب REM (خواب با حركات سریع چشم كه بیشترین رویاپردازی در این مرحله رخ می دهد) اطلاعی نداریم. مطالعه علمی این دو حالت زیست شناختی آسان تر از پدیده نسبتاً مبهم رویابینی است.

موضع برخی دانشمندان آن است كه شاید رویابینی اصلاً كاركردی نداشته باشد. آنها گمان می كنند خواب و در خلال آن خواب REM، تنها كاركردهایی زیست شناختی دارند (اگرچه به طور كامل ثابت نشده است) و اینكه رویابینی تنها پدیده ای است همه گیر و فعالیتی ذهنی كه در خلال خواب REM رخ می دهد. به باور من این مفیدترین روش برای مطالعه رویابینی نیست. آیا قانع كننده است كه «تفكر» كاركردی ندارد و تنها نوعی فعالیت ذهنی است كه در حالت بیداری مغز رخ می دهد، و تنها یك پدیده همه گیر؟

بنابراین سعی می كنم دیدگاه رایجی را درباره رویابینی و كاركردهای احتمالی اش تشریح كنم كه توسط من و بسیاری از همكاران گسترش یافته و آن را «نظریه معاصر رویابینی» می نامیم. ایده اصلی از این قرار است: الگوهای رفتاری جابه جا می شوند و پیوسته روابطی در مغزهای ما ساخته و واسازی می شوند كه مبنای جسمانی اذهان ما را شكل می دهند. در ایجاد روابطی كه در نهایت آنها را با عنوان كاركرد ذهنی تجربه می كنیم، پیوستگی كاملی وجود دارد. در یك انتهای زنجیره، فعالیت متمركز بیداری قرار گرفته مثل وقتی كه یك كار ورزشی می كنیم. در اینجا كاركرد ذهنی تمركز یافته، زنجیروار و محدود است. زمانی كه ما از بیداری با حواس جمع به بیداری آزادانه تری وارد می شویم - خیال پردازی و سرانجام رویابینی - فعالیت مغزی تمركز كمتری می یابد و آزادتر، كلی تر و خیالی تر می شود. رویابینی انتهای این زنجیره است، حالتی كه در آن پیوندها را آزادتر می گذاریم.

برخی ایجاد آزادانه روابط را یك فرآیند تصادفی می دانند كه در آن رویاها از اساس بی معنا هستند. بنابر نظریه معاصر رویابینی، این فرایند تصادفی نیست و در عوض با احساسات رویابین هدایت می شود. وقتی یك احساس روشن و صریح وجود دارد رویاها معمولاً بسیار ساده اند. بنابراین كسانی كه آسیبی را از سر گذرانده اند، مثل فرار از ساختمانی در حریق یا حمله یا تعرض، اغلب رویایی شبیه به آن دارند. «توی ساحل بودم و با یك موج به دریا كشیده شدم» این مورد یك نمونه است. مشخص است كه رویای رویا بین ربط چندانی به رخداد واقعی آسیب زایش ندارد اما در عوض احساسش را تصویر می كند: «من ترسیده ام، من سراسیمه ام.» زمانی كه حالت احساسی مبهم تر است یا وقتی كه چندین احساس یا نگرانی در یك زمان وجود دارند، رویا پیچیده تر می شود. آمارهایی كه داریم نشان می دهند چنین رویاهای پرتنشی پس از آسیب، رایج تر و شدیدتر می شوند. در واقع به نظر می رسد شدت تصویر اصلی رویا، معیار سنجشی برای احساس تحریك شده رویا بین است.

بنابراین نظریه رویابینی، در كل رویا را ایجاد روابطی آشكار می داند كه با احساسات هدایت می شود. اما آیا این فقط چیزی است كه در مغز ما روی می دهد یا اینكه هدفی هم دارد؟ اثبات كاركرد همیشه دشوار بوده است، اما نظریه رویابینی كاركردی را پیشنهاد می كند كه بر مبنای مطالعه تعداد كثیری از افراد، پس از رویدادی آسیب زا یا پرتنش قرار گرفته است. كسی كه تازه از آتش نجات یافته ممكن است برای مدتی رویای آتشی حقیقی را ببیند، و بعد هم رویایی درباره اینكه با موج به دریا كشیده می شود. رویاها در هفته های بعد هم به تدریج تصویر موج و آتش را با دیگر تجربه های آسیب زا و دشواری كه فرد در گذشته داشته، ربط می دهند و پس از آن رویاها به تدریج به حالت طبیعی خود بازمی گردند.

به نظر می رسد رویا به نحوی مصالح جدید ذهنی اش را «به هم ربط می دهد» یا «به هم می بافد» كه شاید كاركرد احتمالی اش هم همین باشد. در احساسی آنی، ایجاد این ارتباط و پیوند دادن چیزها با هم، تحریك یا اختلال احساسی را كاهش می دهد. در دوره ای طولانی تر هم این موارد آسیب زا با بخش های دیگر سیستم های حافظه پیوند می یابند به نحوی كه دیگر خیلی شدید و منحصر به فرد نیستند. دفعه بعد هم كه چیز مشابه یا تقریباً مشابهی رخ دهد، پیوندها همچنان حاضرند و آن رویداد دیگر چندان آسیب زا نیست. چنین كاركردی ممكن است برای نیاكان ما مهمتر بوده چون احتمالاً آسیب را بیشتر و پیوسته تر از حالت كنونی ما تحمل می كرده اند. (حداقل نسبت به آنهایی كه در دنیای صنعتی امروز زندگی می كنند.)

بنابراین ما كاركرد ممكن (و نه الزاماً اثبات شده) رویا را بافتن مصالح جدیدش به سیستم حافظه می دانیم به نحوی كه هم تحریك احساسی را كاهش دهد و هم با نقش سازگاركننده اش، در رویدادهایی پرتنش یا آسیب زا ما را یاری كند.

نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 18:54 توسط (مهدی) نیکالاس| |

سلام به تمامی دوستان

بله من خودمم مهدی

برگشتم به وبلگ قبلی خودم

ولی اون وبلاگ جدید دیگه برای اونه با هم عوضش کردیم

اون وبلاگ  اصلی منو داد منم وبلاگ جدید که تازگی یا ساخته بودم دادمش

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در این مدت  دوستان و بلاگ یه بچه شیطون که خیلی هم دوسش داریم ما رو خیلی کمک کردن

http://tamrhendi2.myblog.ir/

امیدوارم که بتونم دوست خوبی واسه همه شما باشیم

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 20:19 توسط (مهدی) نیکالاس| |

مي خواندي

تورا به اغوش مهر باني ام گرفتم

تو را از پس انتظارهايي دور از تو بودن

اكنون بر سينه ام دارم

براي تو اشك شوق دارم

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 11:31 توسط (مهدی) نیکالاس| |

 

  • می خواستم
  • به بلندای نامت
  • شعری بگویم
  • تمام قافیه ها
  • حقیر شدند
  • واژه ای
  • همتای نامت
  • رنگ حضور ندارد
  • به نام نامی عشق
  • نامیدمت
  • جز تو قافیه ای
  • برای عشق نیست
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 11:30 توسط (مهدی) نیکالاس| |

Aishwarya Rai - aishwarya_rai_003.jpg
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 18:5 توسط (مهدی) نیکالاس| |

Aishwarya Rai - aishwarya_rai_002.jpg
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 17:59 توسط (مهدی) نیکالاس| |

Aamir Khan - aamir_khan_022.jpg
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 17:56 توسط (مهدی) نیکالاس| |

Aishwarya Rai - aishwarya_rai_094.jpg
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 17:48 توسط (مهدی) نیکالاس| |

Aishwarya Rai - aishwarya_rai_040.jpg
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 11:48 توسط (مهدی) نیکالاس| |

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 11:44 توسط (مهدی) نیکالاس| |

Aishwarya Rai - aishwarya_rai_049.jpg
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 11:42 توسط (مهدی) نیکالاس| |

سلام اقا مهدی اگه یادت باشه قرار شد هالتو بگیرم

 

 

عباسسسسسسسسسسسسسس

نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 17:49 توسط (مهدی) نیکالاس| |

گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند !!
 
 
 
خواب آب مي ديدم ... دريا نبودم ... ولي با آن آب زلال اميد به دريا شدن داشتم ..
بستر خشکم را قطره قطره پر از زندگي کرد .. سعي کردم هيچ قطره اي از او را به هدر ندهم ...
با تمام وجود خواستمش ...
غافل از اينکه روزي مسير آبش را عوض مي کند ...
بدون اينکه تمايل داشته باشد شاخه اي از شاهراه زندگي را به من ببخشد ...
بدون اينکه فکر کند شايد بار آخري باشد که اين راه زنده شده و شايد خشک گردد ...
شايد براي تجربه ي دوباره پر شدن فرصتي نداشته باشد ...
شايد اين بار به جاي آب . خاک مهمان دستهايم شود و شايد سيلابي بزرگ نابودم کند ....
و شايد حتي ارزش نابودي هم نداشته باشم و حتي خاک هم از من بهراسد .
شايد آن سنگ ها که بر تنم کوبيد ...
سنگ هايي که خودش برايم صيقل داد تا لطفي کند ..
براي اين بود که مرا از خود برنجاند تا از رفتنش و از جدايي اش غم نخورم ...
ولي سنگ هايش را در آغوش گرفتم و هر نگاهي به تک تک سنگ ها مرا به ياد روزهاي طلايي اميدواري مي اندازد ....
هنوزهم اميدوارم ...
او مي رود تا با ديگري برود
و من در بستر خود . به دنبال قطرات لطيف گمشده ي زندگي خويشم .....
چه کسي من را محکوم به خشکي کرد ؟
 

نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 11:50 توسط (مهدی) نیکالاس| |

گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند !!
 
 
 
خواب آب مي ديدم ... دريا نبودم ... ولي با آن آب زلال اميد به دريا شدن داشتم ..
بستر خشکم را قطره قطره پر از زندگي کرد .. سعي کردم هيچ قطره اي از او را به هدر ندهم ...
با تمام وجود خواستمش ...
غافل از اينکه روزي مسير آبش را عوض مي کند ...
بدون اينکه تمايل داشته باشد شاخه اي از شاهراه زندگي را به من ببخشد ...
بدون اينکه فکر کند شايد بار آخري باشد که اين راه زنده شده و شايد خشک گردد ...
شايد براي تجربه ي دوباره پر شدن فرصتي نداشته باشد ...
شايد اين بار به جاي آب . خاک مهمان دستهايم شود و شايد سيلابي بزرگ نابودم کند ....
و شايد حتي ارزش نابودي هم نداشته باشم و حتي خاک هم از من بهراسد .
شايد آن سنگ ها که بر تنم کوبيد ...
سنگ هايي که خودش برايم صيقل داد تا لطفي کند ..
براي اين بود که مرا از خود برنجاند تا از رفتنش و از جدايي اش غم نخورم ...
ولي سنگ هايش را در آغوش گرفتم و هر نگاهي به تک تک سنگ ها مرا به ياد روزهاي طلايي اميدواري مي اندازد ....
هنوزهم اميدوارم ...
او مي رود تا با ديگري برود
و من در بستر خود . به دنبال قطرات لطيف گمشده ي زندگي خويشم .....
چه کسي من را محکوم به خشکي کرد ؟

نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 11:41 توسط (مهدی) نیکالاس| |

به منظومه ایلیاتی مادرم
 
با خش خش پولک و خلخال، خرامان خرامان
از راه چشمه باز می آیی در زیر باران
با مَشک کوچکی از پوست آهو
با آن نگاه دلکش کوتاه
!رنگین کمان حیرت و جادو
 
!من با اشاره آشنا نیستم بانو
!غزال دامن دالاهو
این گونه آهوانه نگاه وحشیت را در نگاه مات من مدوز
من یک دهاتی ساده ام هنوز
این حجب ناگزیر که در چشم من موج میزند
میراث دیر باز اساطیری من است
 
!بالا بلند
!معشوق باستانی من
!پوشیده در حریری از جنس چمن
وقتی از آن سوی تپۀ ماهور
دهقان خسته ای اندوه خویش را
:در نگاه گرم نی لبکی می دمد
«عشقت نه سرسریست که از سر به در شود»
:و بانگ گرم حنجره ای دیگر از روبروی غار حلاجان
«مهرت نه عارض است که جای دگر شود»
در شرشر دمادم اشک
:کوه از طنین بانگ من آکنده می شود
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم»
«با شیر اندرون شد و با جان بدر شود
 
،این آغل، این مراتع تر، این چادر
،این کپر، این گله های شاد رها
این گیوه، این عصا
همه ارث منند
حتی گلهای سرخ پیرهن تو هم
 زخمهای کهنۀ منند که تازه مانده اند
 
جایی هنوز از رد پایت
بر برفهای کوه باقی مانده است
تا من به رهنمایی جای قدمهات
از صخره های سنگی بانکول
تا چشمه های روشن مانشت
- پیاده بیایم -
بی آنکه در تهاجم باد
و یا در ازدحام درخت
گم شوم
 
!ای سایۀ روشن نامرئی دور
!ای بازی همیشۀ ابر و نور
پلک می بندم و طلوع می کنی
نگاه می کنم و راز می شوی
پا می شوم و گمت می کنم
به خواب می روم و آغاز می شوی
 
!ای خلاصۀ باران و آفتاب
من تشنه مانده ام بر من ببار
من یخ زده ام بر من بتاب
 
!داستانی
اهل کدام قرن تاریخی؟
اهل کدام قریۀ باستانی؟
که در حراج عصمت این عصر
این گونه بکر و اصیل مانده ای؟
 
!شهزادۀ ستاره و الماس پوش من
آیا دوباره باز به خوابم می آیی
با سبزه زار خیس همان پیرهن؟
و باز هم ظریف و خرامان خرامان
با خش خش پولک و خلخال
به آستان دهکده می رسی
در زیر باران
و از فراز تپۀ پاشا
در التهاب گرم تماشا
.مردمک های من ذوب می شوند
 
از بهروز یاسمی
 
 
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 12:16 توسط (مهدی) نیکالاس| |

گزيده آراء انديشمندان (صبر)

 
زندگي صحنه تلاش و بالندگي، و لحظه هاي آن چون رودي درگذر است. رودي مواج كه درتلاطمش ، انسان ها ساخته مي شوند ؛ پس تا دمي باقي است از لحظات و سخنان ديگران عبرت بگيريم :
- با شكيبايي وصبر ، انتظار گشايش و پيروزي مي رود . ( حضرت محمد صلي الله عليه و آله)
- اگر كوه ها به لرزه درآمدند، تو پابرجا و استوار باش . ( امام علي عليه السلام)
- صبر، ضامن پيروزي است . ( حضرت علي عليه السلام )
- هر كس يك ساعت شكيبايي ورزد ، ساعت ها حمد و سپاس خواهد گفت . ( حضرت علي عليه السلام )
- صبر،  قله ايمان است . ( امام صادق عليه السلام)
- بردباري ، هنگامي خوب است كه مبدأ منزهي داشته باشد ، وگرنه در مقابل بيدادگري ، بردباري ناتواني  ، و ناتواني مقدمه نابودي است. ( زرتشت)
- بردباري به هنگام خشم ، و خوش رويي به هنگام تنگدستي ، مشكل ترين كار است . ( سقراط)
- هر چه بخواهيد به دست خواهيد آورد : اگر صبر و بردباري ، سرمايه شما باشد. ( لافونتن)
- كسي كه هيچ چيز را تحمل نمي كند، خود، تحمل ناپذير است.( ژانه)
- عظمت واقعي در آن نيست كه هرگز سقوط نكنيم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كرديم، دوباره برخيزيم . ( ژيد)
- مصائب خود را مانند لباس هايتان با كمال بي اعتنايي تحمل كنيد.( شكسپير)
- راز بزرگ زندگي در شكيبايي است و نبايد به خاطر يك آينده مبهم ، حال را از دست داد. (؟)
 
 
صداقت چيست
 
 
1.     با خود صداقت داشته باشيد. آنگاه همچون چرخه ي طبيعي فرا رسيدن روز از پي شب ، خواهيد ديد كه با ديگران نيز نمي توانيد صادق نباشيد.
2.     صداقت نخستين بخش كتاب عشق است.
3.     آنچه هستيد شما را بهتر معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد.
4.     چه بهتر كه ناموفق باشيم با افتخار ، ولي موفق نباشيم با دروغ و تقلب.
5.  ضرر را بر منفعت غير مشروع ترجيح دهيد ، ضرر تلخ است ولي آني است ، در حالي كه منفعت غير مشروع وجدان شما را همواره مي آزارد.
6.     انسان را به لحاظ قدرت اخلاق و روحش مورد قضاوت قرار مي دهند.
7.     رستگاري تو در عمل ديگران تجلي پيدا نمي كند. بلكه درعكس العمل تو ظاهر مي شود.
8.     از سخنان خود عادل شمرده خواهي شد و از سخن هاي تو بر تو حكم خواهد شد.
9.     اگر با صداقت زندگي كنيد هدف زندگي كردن را مي آموزيد.
10 . بخشش هنگامي آسان مي شود كه ما بتوانيم ديگران را بشناسيم و به ضعف هاي خودمان و اين كه ما نيز امكان اشتباه كردن داريم معترف باشيم.
11 . صداقت نخستين فصل دفتر دانايي است .
12 . صداقت بهترين منش است .
 
 
با اعتماد به نفس به جنگ مشكلات برويد
 
 
1.      تسلط بر نفس از فرمانروايي بر نفوس مشكل تر است.
2.      اگر براي تغيير زندگي خود مصمم هستيد، براي تغيير محيط خود نيز مصمم شويد.
3.      اجازه ندهيد كه ديگران با اعمالشان اعتماد به نفس را از شما بگيرند.
4.      راز پيروزي انسان داشتن اعتماد به نفس است.
5.      شكست همان شكست خوردن نيست، شكست كاري صورت ندادن است.
6.   اگر شما جزو افرادي هستيد كه از برخورد نگاه مي هراسيد به اين معناست كه يا ريگي به كفش داريد يا اعتماد به نفستان متزلزل شده است.
7.      اگر با اطمينان زندگي كنيد ، اعتماد به خود و اعتماد به ديگران را مي آموزيد.
8.      با اعتماد به نفس انتظار وقوع چيزي را داشته باشيد تا در جهان پيرامونتان امكان وقوع پيدا  كند.
9.      ذهن ناخودآگاه شما با توجه به اين كه چگونه آن را برنامه ريزي كنيد مي تواند شما را به پيش ببرد و يا از پيشرفت باز دارد.
10.  معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابرسختي ها، شكست ها و نااميدي هاست.
11.  پيش فرض هاي  نادرست ريشه شكست ها هستند . شهامت محك زدن پيش فرض هاي خود را داشته باشيد.
12.  هرگز خودتان را دست كم نگيريد. وقتي كس ديگري ازعهده كاري برآمده باشد، به احتمال زياد شما هم مي توانيد از عهده آن برآييد.
13.  نام شما زيباترين صوت در زندگي شماست . آن را با غرور بر زبان آوريد.
14.  رمز اعتماد به نفس و شناخت صحيح ، عملكرد عالي است.
15.  براي كسب اعتماد به نفس و احترام به خود، توانايي شما در به دست آوردن استقلال مالي ضروري است.
 
 
اعتماد به نفس كليد موفقيت
 

1. اعتماد به نفس اساس موفقيت ها و پيروزي هاي بزرگ است.
2. شما مي توانيد از عهده هر كاري برآييد به شرط آن كه شديداً خواستار آن باشيد.
3.مردم عادي اميد و آرزو دارند ؛ افراد متكي به نفس ، هدف و برنامه.
4. عدم توانايي يا نداشتن شرايط مناسب نيست كه مانع پيشرفت شماست ؛ مانع واقعي نداشتن اعتماد به نفس است.
5. شما هيچ محدوديتي در توانايي انجام كار نداريد جز محدوديت هايي كه خودتان در ذهنتان ايجاد مي كنيد.
6. اعتماد به نفس يك عادت است . براي پرورش آن بايد طوري عمل كنيد كه گويي اعتماد به نفسي را كه خواستار آن هستيد داريد.
7. رؤياهاي بزرگ داشته باشيد. فقط رؤياهاي بزرگ مي توانند روحيه و ذهن شما را فعال نگه دارند.
8. كليد اعتماد به نفس اين است كه ابتدا  تصميم بگيريد چه مي خواهيد و سپس براي رسيدن به خواسته خود طوري عمل كنيد كه گويي امكان شكست وجود ندارد.
9. در درونِ جسارت ،  نبوغ  و قدرت سحرآميزي نهفته است.
10. واقع نگر باشيد و آينده  ايده آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم كنيد.
11. آينده متعلق به كساني است كه خواستار آن هستند . از همين امروز تصميم بگيريد هر چه را در زندگي آرزو داريد طلب كنيد.
12. شما هميشه در اين كه چه كاري را بيشتر، چه كاري را كمتر و چه كاري را اصلاً انجام ندهيد آزاد هستيد.
13. انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند خودشان را با ديگران مقايسه نمي كنند. فقط خودشان را با بهترين كسي كه مي توانند باشند مقايسه مي كنند.
14. در هر بخشي از زندگي به عالي بودن فكر كنيد و هرگز براي دستيابي به آن از هيچ تلاشي كوتاهي نكنيد.
15. هر كاري را كه دوست داريد ، انجام دهيد و با تمام وجود براي بهتر بودن در آن كار تلاش كنيد.

 

نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 9:37 توسط (مهدی) نیکالاس| |

گزيده آراء انديشمندان (صبر)

 
زندگي صحنه تلاش و بالندگي، و لحظه هاي آن چون رودي درگذر است. رودي مواج كه درتلاطمش ، انسان ها ساخته مي شوند ؛ پس تا دمي باقي است از لحظات و سخنان ديگران عبرت بگيريم :
- با شكيبايي وصبر ، انتظار گشايش و پيروزي مي رود . ( حضرت محمد صلي الله عليه و آله)
- اگر كوه ها به لرزه درآمدند، تو پابرجا و استوار باش . ( امام علي عليه السلام)
- صبر، ضامن پيروزي است . ( حضرت علي عليه السلام )
- هر كس يك ساعت شكيبايي ورزد ، ساعت ها حمد و سپاس خواهد گفت . ( حضرت علي عليه السلام )
- صبر،  قله ايمان است . ( امام صادق عليه السلام)
- بردباري ، هنگامي خوب است كه مبدأ منزهي داشته باشد ، وگرنه در مقابل بيدادگري ، بردباري ناتواني  ، و ناتواني مقدمه نابودي است. ( زرتشت)
- بردباري به هنگام خشم ، و خوش رويي به هنگام تنگدستي ، مشكل ترين كار است . ( سقراط)
- هر چه بخواهيد به دست خواهيد آورد : اگر صبر و بردباري ، سرمايه شما باشد. ( لافونتن)
- كسي كه هيچ چيز را تحمل نمي كند، خود، تحمل ناپذير است.( ژانه)
- عظمت واقعي در آن نيست كه هرگز سقوط نكنيم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كرديم، دوباره برخيزيم . ( ژيد)
- مصائب خود را مانند لباس هايتان با كمال بي اعتنايي تحمل كنيد.( شكسپير)
- راز بزرگ زندگي در شكيبايي است و نبايد به خاطر يك آينده مبهم ، حال را از دست داد. (؟)
 
 
صداقت چيست
 
 
1.     با خود صداقت داشته باشيد. آنگاه همچون چرخه ي طبيعي فرا رسيدن روز از پي شب ، خواهيد ديد كه با ديگران نيز نمي توانيد صادق نباشيد.
2.     صداقت نخستين بخش كتاب عشق است.
3.     آنچه هستيد شما را بهتر معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد.
4.     چه بهتر كه ناموفق باشيم با افتخار ، ولي موفق نباشيم با دروغ و تقلب.
5.  ضرر را بر منفعت غير مشروع ترجيح دهيد ، ضرر تلخ است ولي آني است ، در حالي كه منفعت غير مشروع وجدان شما را همواره مي آزارد.
6.     انسان را به لحاظ قدرت اخلاق و روحش مورد قضاوت قرار مي دهند.
7.     رستگاري تو در عمل ديگران تجلي پيدا نمي كند. بلكه درعكس العمل تو ظاهر مي شود.
8.     از سخنان خود عادل شمرده خواهي شد و از سخن هاي تو بر تو حكم خواهد شد.
9.     اگر با صداقت زندگي كنيد هدف زندگي كردن را مي آموزيد.
10 . بخشش هنگامي آسان مي شود كه ما بتوانيم ديگران را بشناسيم و به ضعف هاي خودمان و اين كه ما نيز امكان اشتباه كردن داريم معترف باشيم.
11 . صداقت نخستين فصل دفتر دانايي است .
12 . صداقت بهترين منش است .
 
 
با اعتماد به نفس به جنگ مشكلات برويد
 
 
1.      تسلط بر نفس از فرمانروايي بر نفوس مشكل تر است.
2.      اگر براي تغيير زندگي خود مصمم هستيد، براي تغيير محيط خود نيز مصمم شويد.
3.      اجازه ندهيد كه ديگران با اعمالشان اعتماد به نفس را از شما بگيرند.
4.      راز پيروزي انسان داشتن اعتماد به نفس است.
5.      شكست همان شكست خوردن نيست، شكست كاري صورت ندادن است.
6.   اگر شما جزو افرادي هستيد كه از برخورد نگاه مي هراسيد به اين معناست كه يا ريگي به كفش داريد يا اعتماد به نفستان متزلزل شده است.
7.      اگر با اطمينان زندگي كنيد ، اعتماد به خود و اعتماد به ديگران را مي آموزيد.
8.      با اعتماد به نفس انتظار وقوع چيزي را داشته باشيد تا در جهان پيرامونتان امكان وقوع پيدا  كند.
9.      ذهن ناخودآگاه شما با توجه به اين كه چگونه آن را برنامه ريزي كنيد مي تواند شما را به پيش ببرد و يا از پيشرفت باز دارد.
10.  معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابرسختي ها، شكست ها و نااميدي هاست.
11.  پيش فرض هاي  نادرست ريشه شكست ها هستند . شهامت محك زدن پيش فرض هاي خود را داشته باشيد.
12.  هرگز خودتان را دست كم نگيريد. وقتي كس ديگري ازعهده كاري برآمده باشد، به احتمال زياد شما هم مي توانيد از عهده آن برآييد.
13.  نام شما زيباترين صوت در زندگي شماست . آن را با غرور بر زبان آوريد.
14.  رمز اعتماد به نفس و شناخت صحيح ، عملكرد عالي است.
15.  براي كسب اعتماد به نفس و احترام به خود، توانايي شما در به دست آوردن استقلال مالي ضروري است.
 
 
اعتماد به نفس كليد موفقيت
 

1. اعتماد به نفس اساس موفقيت ها و پيروزي هاي بزرگ است.
2. شما مي توانيد از عهده هر كاري برآييد به شرط آن كه شديداً خواستار آن باشيد.
3.مردم عادي اميد و آرزو دارند ؛ افراد متكي به نفس ، هدف و برنامه.
4. عدم توانايي يا نداشتن شرايط مناسب نيست كه مانع پيشرفت شماست ؛ مانع واقعي نداشتن اعتماد به نفس است.
5. شما هيچ محدوديتي در توانايي انجام كار نداريد جز محدوديت هايي كه خودتان در ذهنتان ايجاد مي كنيد.
6. اعتماد به نفس يك عادت است . براي پرورش آن بايد طوري عمل كنيد كه گويي اعتماد به نفسي را كه خواستار آن هستيد داريد.
7. رؤياهاي بزرگ داشته باشيد. فقط رؤياهاي بزرگ مي توانند روحيه و ذهن شما را فعال نگه دارند.
8. كليد اعتماد به نفس اين است كه ابتدا  تصميم بگيريد چه مي خواهيد و سپس براي رسيدن به خواسته خود طوري عمل كنيد كه گويي امكان شكست وجود ندارد.
9. در درونِ جسارت ،  نبوغ  و قدرت سحرآميزي نهفته است.
10. واقع نگر باشيد و آينده  ايده آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم كنيد.
11. آينده متعلق به كساني است كه خواستار آن هستند . از همين امروز تصميم بگيريد هر چه را در زندگي آرزو داريد طلب كنيد.
12. شما هميشه در اين كه چه كاري را بيشتر، چه كاري را كمتر و چه كاري را اصلاً انجام ندهيد آزاد هستيد.
13. انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند خودشان را با ديگران مقايسه نمي كنند. فقط خودشان را با بهترين كسي كه مي توانند باشند مقايسه مي كنند.
14. در هر بخشي از زندگي به عالي بودن فكر كنيد و هرگز براي دستيابي به آن از هيچ تلاشي كوتاهي نكنيد.
15. هر كاري را كه دوست داريد ، انجام دهيد و با تمام وجود براي بهتر بودن در آن كار تلاش كنيد.

 

نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 9:36 توسط (مهدی) نیکالاس| |

قالب : پيچك