تبليغاتX
nikalas.blogfa.com


nikalas.blogfa.com

به که باید دل بست

تا به حال اسيرخرافات شديد؟

 

همسرآينده من کيه ؟

شما هم مانند بسياري از انسان ها، بدون آگاهي و ناخودآگاه در بسياري از عقايد و موهومات

 

 خرافه پرستي دخيل هستيد. در اين باره كمي فكر كنيد.آخرين باري كه به تخته زديد، آخرين

 

 باري كه از نگاه كردن به گربه سياه پرهيز كرديد و آخرين باري كه طالع خود را با دقت و

 

 اشتياق مطالعه كرديد، به ياد مي آوريد!

 

همه اينها نمونه هايي از عقايد خرافي است ، كه ما هر روز با آنها سر و كار داريم و برخي

 

 صاحبنظران به آنها تفكرات جادويي مي گويند. طبق آخرين آمار، نيمي از مردم امريكا، افرادي

 

 خرافاتي هستند.

 

به طوري كه اعتقاد به خانه ارواح ، سحر و جادو و جن و پري طي دهه هاي اخير بشدت

 

 افزايش يافته است ؛ اما براستي علل روان شناختي موجود در اين تفكرات جادويي چيست و آيا

 

 اين خرافات و عقايد به نفع ماست يا به ضرر ما؟

 

بسياري معتقدند، دعاهاي پيش از مسابقه هاي ورزشي به ورزشكاران روحيه مي دهد و آنها را

 

 آرام مي كند. اين گونه اعتقادات جزو خرافات محسوب نمي شوند و قطعا در بالا بردن روحيه

 

 ورزشكاران تاثير دارد، اما برخي اعتقادات عجيب و غريبي دارند ؛ مثلا اين كه پيش از شروع

 

 مسابقه بايد چند ضربه به توپ بزنند. در غير اين صورت در آن مسابقه موفق نخواهند شد.

 

به هر حال اگر شما در خود نشانه هايي از تشويش و نگراني و تنش مي بينيد و احساس مي

 

 كنيد اين رفتارها از كنترل شما خارج هستند، حتما به پزشك مراجعه كنيد، تا پيش از توسل به

 

 خرافات و موهومات ، به درمان اين بيماري هاي وسواس گونه بپردازيد.

 

براي كنترل اين گونه نگراني ها و تشويش ها كه منجر به پذيرش برخي خرافات مي شوند، لازم

 

 است نيروهايي را درون خود به جريان بيندازيم و به دنبال قوانين و توجيه پيدايش هر پديده

 

 باشيم.

 

بايد اين حقيقت را بپذيريم كه اتفاقات و پديده ها تحت كنترل ما نيستند. درست است كه در زندگي

 

 همه ما موقعيت هايي وجود دارد كه ممكن است بسيار مهم و حياتي و سرنوشت ساز باشند، اما

 

 مطمئنا به طور كامل در اختيار ما و مطابق باميل و خواسته ما نيستند.

 

برخي معتقدند اعتقاد به خرافات ، اين توان را به افراد مي دهد كه خود را براي نتيجه و پيامد آن

 

 اتفاق آماده كنند.

 

 خرافات نه تنهادرايران بلکه درهمه جاي دنياوجوددارد .براي مثال باهم خرافات درروسيه

 

 راميخونيم:

 

    کجا ميري؟؟؟ مگه نمي بيني صبر اومده!!!

 

 

 

 

 خرافات در روسیه

دلايل اعتقاد به خرافات

 

مردم روسیه علیرغم 80-70 سال حکومت کمونیست ها که هر چیز را با دیدگاه های علمی

 

 

می سنجیدند ، همچنان عقاید و آدابی دارند که برخی از آنها پایه در خرافات دارد. جالب آنکه این

 

 عقاید و آداب در بین تمامی اقشار حتی افرادی با سطح دانش بالا وجود دارد و رعایت می شود.

 

 

آنها معتقدند انجام بعضی کارها باعث دعوا و جدال می گردد ( مثل بعضی از ایرانی ها که

 

 می گویند قیچی را باز و بسته نباید کرد وگرنه دعوا راه خواهد افتاد ):

 

 

اگر کسی بطور تصادفی پای کسی را لگد کرد طرف مقابل همه باید پایش را لگد کند وگرنه دعوا

 

 خواهد شد.

 

اگربا یک دستمال یا حوله دو نفر همزمان دست و صورتشان را خشک کنند دعوا خواهد شد.

 

 

اگر موقع غذا خوردن ظرف نمک چپه شود دعوا خواهد شد.

 

اگر کسی عکسش را به دوست هدیه دهد دعوا خواهد شد.

 

اگر کسی به دوستی تلفن کند و او صدایش را نشناسد یا اگر کسی در خیابان به دوستی برسد و

 

 

 آن دوست فوراً او را نشناسد پولدار خواهد شد!

 

اگر کسی سکسکه کند به او می گویند کسی به یادت است!

 

اگر در موقع غذا خودرن کارد یا چنگال به زمین بیفتد مهمانی خواهد آمد. اگر کارد بیفتد مهمان

 

 

 مرد و اگر چنگال باشد مهمان زن خواهد بود!

 

اگر در خانه سوت بزنید ثروت و دارایی تان از بین می رود!

 

اگر پرنده از پنجره وارد خانه ای شود کسی در آن خانه خواهد مرد و باید پرنده را از پنجره

 

 بیرون کرد و نه از در یا جای دیگر !

 

اگر یک نفر در نشستن یا راه رفتن بین دو نفر هم نام قرار گیرد باید فوراً آرزویی بکند زیرا

 

آرزویش برآورده می شود. اگر اسم خودش و پدرش یکی باشد ( در روسیه برخلاف ایران این کار

 

 غیر معمول نیست ) دو آرزویش بر آورده خواهد شد!

 

اگر جمع سه شماره اول و سه شماره دوم بلیط اتوبوس یا تراموا برابر باشد بلیط مبارکی است و

 

 باید آنرا بلعید و آرزو کرد!

 

اگر دود بجای آنکه بالا برود روی سطح زمین حرکت کند باران خواهد بارید!

 

اگر پرنده ها بجای آسمان در نزدیکی زمین پرواز کنند نشان باریدن باران است!

 

اگر در دو طرف چارچوب در کسی را ببیند نباید با او دست دهد یا چیزی از او بگیرد چون بد

 

شانسی خواهد آورد.

 

اگر کسی خانه را به طرف چارچوب در جارو کند بدبختی نصیب خانواده می شود!

 

اگر کسی در خانه کسی مرده تا زمانی که جسدش بیرون نرفته نباید جارو زد شگون ندارد!

 

اگر از خانه خارج شدید و یادتان آمد که باید برگردید چنانچه مسئله خیلی مهم نیست برنگردید و

 

 اگر برگشتید حتماً در خروج دوم جلو آینه بایستید و شکلکی در آورید و گرنه بدشانسی به شما

 

 روی خواهد آورد.

 

اگر در خانه عنکبوت دیده شود دلیل گرفتن هدیه یا آمدن نامه است بخصوص اگر سفید یا بزرگ

 

 باشد. در هر صورت کشتن عنکبوت شگون ندارد!

 

اگر می خواهید از برنامه های آینده تان حرف بزنید یا از کسی یا چیزی تعریف کنید سه ضربه به

 

 جسمی چوبی بزنید یا بطور سمبلیک روی روش چپتان تف کنید وگرنه چشم زخم به شما می

 

 رسد و در کارتان موفق نمی شوید!

 

اگر می خواهید به کسی گربه ای هدیه دهید باید بطور سمبلیک آنرا بفروشید ( مبلغ ناچیزی

 

 بگیرید ) هدیه گربه شگون ندارد و گرنه گربه وحشی و بداخلاق خواهد شد!

 

اگر می خواهید به کسی هدیه ای بدهید حتماً دستمال نباشد که خیلی بد است زیرا شما برای طرف

 

 مقابل آرزوی گریه و غم می کنید.

 

اگر به کسی چاقو هدیه بدهید طناب دوستی خودتان با او را قطع کرده اید.

 

 

اگر می خواهید گل هدیه بدهید حتماً باید تعدادش فرد باشد. تعداد زوج برای عزاداری استفاده

 

می شود.

 

اگر می خواهید مهمانی بروید حتماً هدیه ای با خود ببرید هرچند ارزان باشد اما دست خالی نروید.

 

اگر جوانی در مراسم سال نو در گوشه میز بنشیند ( نوک میز ) 7 سال بختش بسته خواهد شد.

 

اگر ظرف شکستنی از دست کسی بیفتد و بشکند بلا از او دور شده و هرچقدر تعداد قطعات بیشتر

 

 باشد بهتر است.

 

اگر دختری در جایی بخوابد که قبلاً نخوابیده ( چه خانه خودش ، چه محل دیگر ) می تواند آرزو

 

 کند که شوهر آینده اش را ( حتی اگر او را نمی شناسد ) در خواب ببیند و او شوهر آینده را حتماً در خواب خواهد دید.

 

 

 

 

دلايل اعتقاد به خرافات

 

 

-1هراس انسان نسبت به اوضاع مادی و روحی پيرامون خودش يا به عبارت ديگر عکس

 

 العملهای احتياطی که نسبت به وقوع يک حادثه دارد. او در واکنش به اين حادثه (مثلا خون

 

 چکيدن از درخت) دچار دودلی و ترديد می شود. او فکر می کند که اگر اين حادثه درست باشد و

 

 رعايت آن را نکرده باشد ممکن است به دامش بيافتاد و يا اگر آن را انکار کند ممکن است يک

 

 واقعيت مقدس را انکار کرده باشد.

 

2- تربيت و رفتار و تلقينات اطرافيان که ممکن است انسان به دليل علاقه ای که به آنها دارد هر

 

 چه که بگويند بدون آنکه تفکری در باره آن بکند، بپذيرد.

 

3- کمبود دانش انسان که با حکم فرمائی جهل، دام خرافات در جامعه گسترش بيشتری خواهد

 

 داشت. اين وضعيت می تواند حتی در جوامعی که به لحاظ علمی پيشرفته تلقی می شوند نيز

 

 اتفاق بيافتد و اين در صورتی است که افراد اين دست از جوامع کمتر به خرد خود مراجعه کنند

 

 و تابع عواطف و احساسات باشند.

 

 

4- دلبستگی به يک اعتقاد يا يک شخص خاص که هر آنچه درباره قدرت و مقام آن عقيده يا

 

 شخص بگويند انسان بدون در نظر گرفتن معقول بودن اطلاعاتی که دريافت کرده آن را می

 

 پذيرد.

 

 

5- انديشه خرافی گاهی در طول تاريخ سينه به سينه و نسل به نسل منتقل می شود و تا جايی در

 

 فرهنگ ها نهادينه شده است که کسی در مورد آن ترديد نمی کند مثل نحس بودن عدد سيزده يا

 

 رابطه عطسه با صبر کردن. اين نوع خرافات ريشه تاريخی و شايد هزاران ساله داشته باشد که

 

 در بعضی موارد به عنوان يک اصل مسلم محسوب می شود.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 12:29 توسط (مهدی) نیکالاس| |

 

كابوس....!!!!

ساعت 10:35 یکشنبه -۴/۹/۸۵ -سارا......:

داريم بستني ميخوريم و با هم حرف ميزنيم.
يه چيزي توي نگاهت اذيتم ميكنه ميدونم يه اتفاقي افتاده....
بالاخره شروع ميكني.
- سه شب پيش.......
دارم به حرفات گوش ميدم دقيقا ميفهميدم چي ميگي...حرفها كاملا واضحند.
يكدفعه همه جا سياه ميشه....
به ساعتم نگاه ميكنم ...عقربه ها دارند به سرعت به عقب بر ميگردند....


ميبينمت!!همه چيزهادارند جلوي چشمهام نقش ميبندند....همه اتفاقات راميبينم.....و چهره تو.....چهره تو......
و اون لحظه......تو تصميم مي گيري.....و بازهم چهره تو....
......................
.....................
سياهي
....................
به ساعتم نگاه ميكنم.....عقربه ها با بيرحمي هر چه بيشتر دارند جلو ميرند حتي فرصت فكر كردن ندارم...


ولي... تو جلوي من ننشستي....نه نيستي....نگاه ميكنم.. نميبينمت
فقط سعي ميكنم نفسم را نگه دارم
فقط سعي ميكنم ديگه نگاه نكنم
فقط سعي ميكنم ديگه فكر نكنم
تو نيستي....
تو نيستي.....
تونيستي....
تو ديگه اينجا كنار من نيستي................
ومن از دستت دادم.......
ومن.......
............
احساس خفگي ميكنم...ميخوام نفس بكشم........
يكي كمكم كنه ميخوام نفس بكشم........دارم خفه ميشم......فقط يه بار ديگه .... فقط همين لحظه.....ميخوام دوباره نفس بكشم........
................
................
سياهي
...............
- مينا!!!.......برگشتم و فقط توي بغل مامان گريه كردم و از خستگي خوابم برد!!!

نگاه ميكنم.جلوي من نشستي....
كابوس تمام شده؟؟؟
بغلت ميكنم ميخوام امشب با تمام وجود بغلت كنم تا حس كنم كه تو هستي....تو هستي و من تو را اينجا كنار خودم دارم.......

ديگه نميتونم گريه كنم
ميخوام فقط بخندم......!!!!

 خانه........

نوشته شده در شنبه چهارم آذر 1385ساعت 11:46 توسط (مهدی) نیکالاس| |

قالب : پيچك