تبليغاتX
nikalas.blogfa.com


nikalas.blogfa.com

به که باید دل بست


روز آخر دانشگاه ديروز رفته بودم كه پروژه پايان ترمي تحويل استاد مربوطه بدم صبح با يكي از دوستام رفتم دانشكده راستش من كه آستاد شريف نيا كه استاد راهنماي من بود يك باربيشتر تا حالا نديده بودم اون فقط پنچ شنبه ها تو دانشكده ما كلاس داشت كه منم اون روز نبودم كه ازش اشكالاتمو بپرسم روز اول كه رفتم پيشش گفت كه هر چه دوس داري بيار
براي من فرقي نمي كنه من هم خوشحال گفتم باشه طراحي صفحات وب ميارم اونم قبول كرد
از خوش شانسي ما يكي از همكلاسياي ما در اين زمینه طراحی صفحاتآشنایی کامل داشت.
پرو ژه رو با اون کار کردم (باور کنید راس می گم)
كه خوب بتونم به استاد توضيح بدم روز 24/12/85 رفتم پيش استاد كه بهش توضيح بدم اومد تو كارگاه گفت: مهندس شروع كن بينم چه كار كردي من هم مثل راديو پيام براش توضيح دادم
آخرش برگشت گفت كه خوبه چند بهت بدم
من هم از اونجايي كه ما باقي دانشجوها گفته بودن كه اين استاد خيلي يه دنده و لجبازه باورم نمي شد گفتم استاد هر چه كه خودتونبگيد قبول دارم اون هم گفت 10 خوبه من هم كه هاج و واج واساده بودم
دوستم به استاد گفت كه استاد . مگه كارش چه اشكالي داشت كه شما نمره كم مي خواين بديناستاد هم برگشت گفت من اصولا به طراحي صفحات وب نمره بالا نمي دم (چه ربطی داشت)كلي باهاش بر سر نمره چونه زديم كه به نمره 15 راضي شد ايشاله كه كچل بشه !!!!!!!
باورم نمي شد كه اينقد يه دنده باشه آخرش هم گفتم استاد من نمي زارم ما باقي دانشجو ها با شما درس پروژه بگيرن اون خنديد گفت باشه حالا یه نمره می دمت که راضی باشی
اين هم از روز آخر دانشگاه ما
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 17:2 توسط (مهدی) نیکالاس| |

 
تبلیغات به روش ایرانی
 
 
لطفا اول متن  پایین را بخوانید
 
 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 11:43 توسط (مهدی) نیکالاس| |

قالب : پيچك